تبليغاتX
رها از تعصب
وبلاگ جدید 
دوستان عزیز وبلاگ من به آدرس زیر تغییر پیدا کرد.

www.rahaam.blogfa.com

|+|
نوشته شده توسط رها در شنبه 1386/02/01 و ساعت 18
خبر 
با درود

جمهوری اسلامی ملوانان انگلیسی را آزاد کرد.

شکست جمهوری اسلامی و پیروزی بلر در کار دیپلماتیک در

طی این چند روز بود.

جمهوری اسلامی بار دیگر بحران آفرید و به دنیا چهره زشت خود را

برای چندمین بار نشان داد.

رژیمی که بقای خود را فقط در ایجاد بحران می داند

و ایران و ایرانی را به سمت یک جنگ ویران کننده دیگر می کشاند.

ای کاش ذره ای دلسوزی برای ایران در نزد حاکمان جمهوری اسلامی بود.

 

|+|
نوشته شده توسط رها در پنجشنبه 1386/01/16 و ساعت 19
شاد باش 
           نوروز مبارک

با درود

سال جدید خورشیدی را به تمام ایرانیان و بخصوص

همجنسگرایان ایرانی تبریک عرض می کنم.

امیدوارم سالی را که پیش رو داریم  هر چه بهتر

ما همجنسگرایان بتوانیم خود را در جامعه مطرح کنیم .

و آرزو می کنم در این سال ایران عزیزمان آزاد شود

و ملت ایران به آرزوی چند ساله خود برای داشتن یک حکومت دموکراتیک برسند.

با آرزوی موفقیت برای تک تک شما دوستان.

دوستدار شما رها.

 

 

|+|
نوشته شده توسط رها در چهارشنبه 1386/01/01 و ساعت 16
سال 85 
 با درود

می رویم که به پایان برسانیم سالی دگر از سال های عمرمان.

سال ۸۵ سالی بود بود پر از تجربیات تازه تجربیاتی که هر کدام تازگی خود را داشت.

بهار ۸۵: برای من با تجربه یک عشق شروع شد که خیلی زود این رابطه

به پایان رسید. که این اولین تجربه عشق برای من بود که خیلی چیزها از آن آموختم و با بی وفایی و خود خواهی آدم ها آشنا شدم.

تابستان ۸۵: تابستان پر کاری بود که همراه بود با ترم تابستانی.

ترم تابستانی ترم طاقت فرسایی بود البته با وجود گرمای اصفهان

چون از گرما بیزار هستم.

و در این تابستان می خواستم برای تفریح با چند تن از دوستان به کوهستان برویم که در مسیر راه ماشین از جاده کوهستانی منحرف شد و به پایین دره سقوط کردیم که خوشبختانه فقط دستم آسیب دید و از مرگ نجات پیدا کردم.

پاییز ۸۵:پاییزی بود همراه با سکوت مرگبار و قرار گرفتن در یک محیط جدید برای تحصیل و نتیجه این پاییز لعنتی پیدا کردن یک دوست برای حرف زدن با اون بود.

زمستان۸۵:فصلی که از همه بیشتر دوستش دارم. خیلی خوب شروع شد.

که در ابتدا آشنایی با بابک عزیز باعث شد با بلاگرهای همجنسگرا آشنا شوم و دوستانی را در جمع بلاگرها پیدا کردم که در خواب هم نمی دیدم.

آشنایی با آریا عزیز (جستجوگر عشق) که انسان آزاده ای است فارغ از هر حصاری. کسی که عشق را فهمیده است و برای بدست آوردن عشق دردهای زیادی را تا به امروز به جان خریده است که امیدوارم که پاداش خوبی را برای پرداخت این همه هزینه دریافت کند پاداشی که خود می داند چیست.

آشنایی با بهبد پرشان عزیز به عنوانیک همجنسگرای فعال.

آشنایی با تنها که در ابتدای راه نوشتن است مثل همه ماها و امیدوارم که

با تعهد و سنجیدگی و پختگی بهتری بنویسد.

آشنایی با هرمزد

وفا

آوا

آلفو

آراد

و دیگر دوستان عزیزم.

و آرزوی بهروزی و پیروزی برای همه شما.

البته تبریک سال نو باشه برای چند شب دیگه.

بدرود تا زمانی دیگر.

 

 

 

 

|+|
نوشته شده توسط رها در یکشنبه 1385/12/27 و ساعت 21
لزوم آشنایی همجنسگرایان با سیاست 
با درود

همجنس گرایان به عنوان بخشی از جامعه ایران که به دلیل داشتن احساس

و گرایش متفاوت به عنوان اقلیتی محسوب می شوند.

گر چه با دید دیگر  می توان گفت در ایران هیچ گونه  اقلیتی  قومی و- جنسی و مذهبی وجود ندارد  بلکه همچون رنگین کمانی هستیم و همه در کنار هم می بایست فارغ از هر نژاد-مذهب و....زندگی کنیم.

همجنسگرایان ایرانی که شاید در این دوره  تاریخی ایران نسبت به تمام طول تاریخ ایران فعالتر شده اندو تلاش های این عزیزان هر روز بیش تر از دیروز هست.

و این فعالیتها و اعلام وجود اقیلت با نام دگر باشان جنسی مصادف شده است با حضور رژیم فاشیستی و مذهبی با نام جمهوری اسلامی.

حال فعالیت در چنین رژیم دیکتاتوری و ایدئولوژیک سختر می شود و این که ما ها برای بدست آوردن حقوق خود   با چنین حکومت خشنی چگونه رفتار کنیم؟

امروز ما در قرن ۲۱ زندگی می کنیم قرنی که در آن تبادل و فناوری اطلاعات حرف اول را می زند و یکی  از نیازهای اصلی بشر امروزی پس از خوراک-پوشاک و مسکن داشتن آگاهی نسبت به پیرامون خود و رشد و تحولی که در جهان و به خصوص در غرب وجود دارد.

داشتن آگاهی ما را ناچار می کند فکر کنیم که چرا جامعه امروز ایران در عقب مانده گی قرار دارد؟

وقتی ما به دنبال یافتن این چرا هستیم خوب می بایست ابتدا از جامعه و سیستم حاکم بر آن آگاهی کسب نمائیم.

و اگر هم به عنوان یک اقلیت بخواهی نگاه کنی نیاز به دقت بیشتر و چشمان تیز بینی داری.

جامعه ای که در ۱۰۱ سال پیش اولین انقلاب دموکراتیکـ(جنبش مشروطیت)را رقم زد.

ودر کمتر از ۷۰ سال بعد از آن در یک چرخش ناگهانی با انقلاب ۵۷ مواجه شد.

دو انقلابی که کاملا با هم متفاوت بودند. جنبش مشروطیت بر اساس سکولاریسم شکل گرفت ولی انقلاب ۵۷ کاملا یک انقلاب مذهبی بود(انقلاب اسلامی)

خب به قول دکتر کاتوزیان نویسنده کتاب تضاد دولت و ملت که در این کتاب ملت ایران و جامعه ایران را جامعه کوتاه مدت معرفی کرده است.

پس آگاهی سیاسی برای هر فرد ایرانی لازم است.

چون با توجه به شناخت از این جامعه باید در هر دوره و به خصوص نسل جوان آن باید کاملا آگاه به مسائل روز باشد تا بتوانند آگاهانه قدم بردارند و به بیراه نرود

که دیگر راه برگشتی در کار نیست.

این همه خونی که در طول تاریخ بی قرار ایران(به قول شاملو)چه خونها که

ریخته نشد و آن هم به دلیل ناآگاهی جامعه ایرانی بودو نمی توانست راه صحیح را انتخاب کند و به نا چار یا دست به دامان خارجی می شد یا دست به دامان مذهب

گوئی همچون ذره ای معلق در هوا.

یک ایرانی باید با شناخت از سیستم حاکم بر کشورش و ایدئولوژی مذهبی آن با ید چگونه رفتار کند؟

پاسخ من این است که حکومت موجود یک حکومت خشن اشت و با هرگونه تغییر وتحول مخالف است و همچنین با هر پدیده جدید.

پس من با  با هر چه بیشتر آگاه کردن خودو تحلیل جامعه روزنه هایی را برای نفوذ پیدا کنم.

حلال مشکلات جامعه امروز ایران نافرمانی مدنی است.

فعالیت های مدنی که بارزترین مشخصه آن مبارزه به دور از خشونت است.

چون که می دانیم خشونت-خشونت می آورد. 

چگونگی مبارزه و موانع بر سر راه آن در یک فرصت دیگر در اختیار شما خواهم گذاشت.

پس همجنسگرای عزیز با شناخت جامعه خود و همچنین خودت به همراه دیگر بخش های جامعه با رعایت اصول دمکراتیک و حقوق بشر به صفوف آزادی خواهان بپیوند.

چون تنها با آزادی ایران ماها وجود خارجی(بصورت رسمی) پیدا خواهیم کرد

مبارزه به دور از خشونت.

با تشکر از بهبد برای معرفی این موضوع.

دوستدار همه شما رها.

|+|
نوشته شده توسط رها در جمعه 1385/12/18 و ساعت 22
خبر 
با درود

آقای احمدی نژاد در نطق اخیرشان ادعا کردن دختر ۱۷ساله ای

با وسایلی که از بازار تهیه کردن موفق به کشف انرژی هسته ای

شده است!!!!!!!!!!!!

 چطور با وسایل ابتدایی این دختر موفق به شکاف هسته ای شده!!!!

این دروغ های بزرگ را به خوراک ملت ایرن دادن چه معنی داره؟

ضرب وشتم ۳۵نفر از فعالین زنان توسط مامورین نظامی جمهوری اسلامی که در اعتراض به محاکمه چند فعال زنان که در روز ۸ مارس

(روز زن) دستگیر شده در مقابل دادگاه  تجمع کرده بودند.

سرکوب شدید فعالین مدنی همچنان ادامه دارد.

|+|
نوشته شده توسط رها در سه شنبه 1385/12/15 و ساعت 18
مشکلات 
با درود فراوان

ده روز نکبت بار را پشت سر گذاشتم.

ده روزی که هر روز با دغدغهای فراوان دست و پنچه نرم کردم.

روزی که از شهرستان حرکت کردم و به این غربت لعنتی رسیدم(البته از غربت زیاد بدم نمیاید چون خیلی چیزها یاد گرفتم و تنها تر از همیشه شدم)

مشکلات و فشارهای عصبی که شاید برای گرفتن یک خونه دانشجویی پشت سر گذاشتم

ابتدا دنبال هم خونه ای بودم هم خونه ای که آدم باشد چون این روزها آدم کم پیدا می شود.

کسی که اهل فکر کردن باشد نه مثل اکثر این ادم ها که اسیر توهمات خاص خود هستند.

یکی به فکر شماره دادن به دخترها یا یکی به فکر دروغ گفتن بیشتر برای اینکه خودش را بشتر تو دل دخترها جا بده و هر چه زودتر به مقصود نهایی که تخلیه میل جنسی است برسد(خب شاید این آدم ها حق دارن حتما جامعه این را از آنها می خواهد!!!!!)

و یکی هم درگیر مذهب که اصلا نمیشه با اون حرف زد چون همیشه آخر بحث میگه قسمت اینه!!!(پس

خودت چکاره ای)

حالا که خوشبختانه هم خونه پیدا کردم . حالا نوبت به پیدا کردن خونه رسید.

از این مشاوره املاک به اون مشاوره املاک.

خونه دانشجویی برای پسرها نداریم(این حرفی بود که به ما می گفتن)

یا از اتفاقات جالب این چند روز روبرو شدن با حضرت صاحبخانه بود که همانا شورای امنیت سازمان ملل بود شرط و شروط فراوانی داشت.

یکی از شرط ها مبادا دختر به خونه بیاورید!!!!

منم تو دلم می گفتم آخه مرد حسابی من.........

چرا این  مردم عادت کردن حکم کلی صادر کنند اگر یه نفر خرابکاری می کنه چرا باید اونو به حساب من و شما بنویسند

چرا من باید این هزینه را پرداخت کنم.

چرا نسل ما باید همیشه در حال پرداخت هزینه ندانم کاری های پدران ومادران خود باشد.

آخه بابا : مل هم جوان هستیم . ما هم میخواهیم زندگی کنیم

چرا ما باید درگیر مشکلات اقتصادی باشیم.

چرا من هر روز باید فکرم این باشد که چقدر خرج کنم که به خانواده فشار اقتصادی نیاید.

کی می خواهد جواب این همه ظلم را بدهد.

این جوانانی که اینقدر به سازش روی آوردند که مجبورمی شوند برای تخلیه خود و ار ضای میل جنسی جلق بزنند

ولی خب محکوم هستیم به مبارزه و پرداخت هزینه.

چرا؟؟؟؟؟؟؟؟

نمی دانم!!!!!!!!۱

نمی خواستم شما دوستان عزیز را نارحت کنم و ببخشید که پراکنده نوشتم

چون دیشب فیلم میم مثل مادر را دیدم و کلی گریه کردم

و دلی پر دارم و نفرت از این همه پستی انسانها.

 

 

|+|
نوشته شده توسط رها در سه شنبه 1385/12/08 و ساعت 18
باور اشتباه 
با درود فراوان

يكي ديگر از عمده مشكلات همجنسگرايان اين است كه يا خود همجنسگرايان و يا مخالفان همجنسگرايان بر اين باور اشتباه هستند كه اين جنبش كه امروز در حال حركت و خيزش است

تنها براي براي بدست اوردن محيط و شرايط براي تخليه عقده هاي جنسي يا ارضاي ميل جنسي است.

من به عنوان يك همجنسگرا مي گوييم كه مبارزه همجنسگرايان براي بدست آوردن حقوق اجتماعي است كه سکس هم بخشی از آن است.

من تا به امروز تجربه یک سکس هم نداشتم.

و هم اکنون به دنبال یک عشق هستم و نه فقط به دنبال سکس و تخلیه عقده های جنسی.

به نظر من سکس در زندگی یک انسان لازم است ولی کافی نیست.

و نمی دانم چرا زمانی که صحبت از همجنسگرایان می شود همه فکرشان به سمت ارضای میل جنسی

میرود!!!!!!

مگه این همه جوان کس لیس را اطراف خودمون نمیبینیم که با سو استفاده از کلمات زیبایی چون عشق و صداقت و خیلی چیزهای دیگر فقط به دنبال کیر و کس هم هستند پس چرا این جماعت کس لیس مورد محاکمه قرار نمی گیرد.

و فقط ما همجنسگرایان هستیم که سریعا مورد بد بینانترینطرز تفکر قرار می گیریم.

و از این عزیزانی که با این طرز تفکر حیوانی با جنبش همجنسگرایان برخورد می کنند

تقاضا دارم قضایا را بهتر ببینند.

 

 

 

 

|+|
نوشته شده توسط رها در پنجشنبه 1385/12/03 و ساعت 10
انتقاد 
با درود فراوان

انتقادی که دو تن از دوستان بسیار عزیزم به من دا شته اند این است که مطالب من کمتر

رنگ و بوی سیاسی به خود بگیرد.

در پاسخ به این دوستان گرامی از آقای محمد جعفر پوینده(عضو کانون نویسندگان ایران-قربانی قتلهای زنجیرهای در سال ۷۸)نقل قول میکنم  که در این مملکت سیاست به شما تحمیل میشود

و شما پا در هر عرصه ای که بگذارید چیزی به عنوان مذهب سیاسی  با قوانین محدود کننده خود در مقابل شما مانند یک سد می مانند.

و اگر مطالب این وبلاگ سیاسی می شود چون نمی توانم موانعی که بر سر راه من و شما ها هست را

نادیده بگیرم.

امروز یک ایمل به دستم رسید (از گی لینک) که از وجود برخی عناصر تفرقه افکن در سازمان دگر باشان جنسی خبر می داد.

و این خبر  دوباره عدم فرهنگ اتحاد و یکدلی برای پیشبرد یک هدف را  در ذهن من تداعی کرد.

بازهم انسانهای قدرت طلب و فرصت طلب که برای بدست آوردن شهرت و مقام همیشه مانعی بر سر

راه اتحاد و یکدلی است.

و این قدرت من و تو است که فقط می تواند با اصرار بر مبارزه این زشتی ها را از بین ببرد.

 

 

|+|
نوشته شده توسط رها در جمعه 1385/11/27 و ساعت 20
مسا ئل قومی و قبیله ای 
با درود

من در ایران متولد می شوم.

هرگز به من نمی گویند تو ایرانی هستی.

به من می گویند تو لری-تو کردی-تو ترکی-تو بلوچی -تو فلانی.....

و این در تمام ابعاد زندگی ما رسوخ می کند.

در خوابگاه دانشجویی که دو ترم تجربه تلخ آن را دارم. بچه ها بر اساس قومیت خود با هم اتاق می گرفتن

(لرها با هم- کردها با هم و....)

و دوباره این افراد یکسری از سنت های پوچ وو عقب مانده را با یکدیگر یاد آوری می کنند و

با این توهمات و پوچی ها زندگی می کردند و انگار نه انگار در یک مقطع تحصیلی بالاتر هستند.

قرن ۲۱!!!!!!!!!!

این تعصبات قومی و قبیله ای و دامن زدن یکسری آدمهای احمق به این فرهنگ غلط و نا پسند تنها آدم 

را از شناخت خود باز می دارد و  این انسانها تبدیل به انسانهای واپس گرا  می شوند.

و یکی از بزرگترین مشکلات همجنسگرایان ایرانی همین تعصبات قومی و قبیله ای است.

اگر یک روز بخواهم به صورت رسمی اعلام کنم همجنسگرا هستم(که آن روز  من به اوج می رسم)

جدای از اینکه پدرم مرا........

اقوام -دوستان-آشنایان می گویند

پسر فلانی کونی از آب در آمد.

و این سرنوشت تلخی است که با آن مواجه هستیم .

و به امید مرگ تعصب

 

 

 

|+|
نوشته شده توسط رها در یکشنبه 1385/11/22 و ساعت 21